سارویه ۲۰۱۶-۰۲-۰۱ ۰۰:۰۹:۰۰

نوشته شده بوسیله : saroyeh در ساعت ۱۲:۰۹ ق.ظ | تاریخ : ۱۲ بهمن ۱۳۹۴
فابویه دراصفهان...

مردم دیگ های خود رابرای ذوب می آوردند...

پس از انعقاد معاهده ی فین كنشتاین(finkenstein) یك افسر فرانسوی به نام ژنرال گاردان به همراه عده ای از مستشاران نظامی به منظور تعلیم سپاه ایران،آموختن طریقه ی ساختن توپ دراصفهان و نقشه برداری از راه ها به ایران آمدند.صاحب اثرارزشمند،اصفهان زادگاه جمال و كمال از وارد شدن شخصی به نام (فابویه) سخن به میان آورده واز اوصاف او در باب اصفهان چنین نگاشته :«در میان افسران فرانسوی كه همراه ژنرال گاردان بودند، یكی هم (فابویه)افسر توپخانه بود.در ژانویه سال 1808میلادی فتحعلی شاه او را با اختیار تام به اصفهان فرستاد تا مقدمات تأسیس كارخانه ی توپ ریزی را تهیه نماید.فابویه در یادداشت های خود می نویسد: مردم اصفهان بسیار فقیروتهی دست اند وتنها سه چهار نفر هستند كه در این شهر مال مردم را می ربایند .دیگر از شكوه و جلال بازارها ، قصرها و گردش گاههای زمان صفویه خبری نیست واگر هم بیش از این مردم فقیر بشوند ماتم زده می شوند ومن هم به همین روزدچار خواهم شد .ولی به خاطر وظیفه سربازی،فداكاری كرده می مانم...». گروهی از افراد متمول اصفهان نزد من می آیند تا مرا بفریبند و مانع پیشرفت كارم شوند. او فقط از اصلان خان و حاج محمد حسین خان امین الدوله ،حكمران و وزیر مالیه ی اصفهان تعریف نموده است.فابویه تعدادی كارگر استخدام و به ساختن لوازم ابتدایی كار پرداخت.شخصاً كار می كرد تا دیگران را ترغیب و تشویق كند.وقتی دولت در تهیه و ارسال قلع،مس و لوازم مورد لزوم دیگر كوتاهی نمود ،مردم اصفهان ظروف مسی و دیگ های خود را برای ذوب بدو سپردند تا كار متوقف نشود .ولی او از آنها تشكر كرد و ظروف را به مردم باز می گرداند .كارگزاران اصفهانی با او همكاری صمیمانه ای داشتند و در بند حقوق و در آمد نبودند اما دولتیان همیشه مانع پیشرفت كار می شدند .سرانجام روز پانزدهم اوت سال1808میلادی ،روز تولد ناپلؤن ،فابویه همه توپهایی را كه ساخته بود به صدا در آورد و مراسم مذهبی خود را به جاآورد و از عظمت فرانسه و آزادی و رفاه مردم سخن گفت و مردم به شادی پرداختند...



تحت دسته : دسته‌بندی نشده
دیدگاه‌ها برای سارویه ۲۰۱۶-۰۲-۰۱ ۰۰:۰۹:۰۰ بسته هستند

سارویه ۲۰۱۶-۰۲-۰۱ ۰۰:۰۸:۰۰

نوشته شده بوسیله : saroyeh در ساعت ۱۲:۰۸ ق.ظ | تاریخ : ۱۲ بهمن ۱۳۹۴
 

کتاب نصف جهان فی تعریف الاصفهان،دایرةالمعارفی از اصفهان عهد قاجاریه

این مكتوب ارزشمند توسط شخصی به نام آقامحمد مهدی ارباب اصفهانی در عهد قاجاریه به نگارش در آمده .
استاد ستوده درمقدمه ی كتاب پیرامون این اثرارزشمند می نویسد:
كتاب (نصف جهان فی تعریف الاصفهان)را باید جزءكتبی دانست كه برای تنظیم مرآت البلدان ناصری در دوران سلطنت ناصر الدین شاه قاجار تهیه و تنظیم شده است.
این دسته از كتب كه نسخی از آنها در كتابخانه های مختلف ایران و سایر كشورها امروزموجود است نتیجه ی دقت و بررسی های افرادی بوده كه پایه و مایه ی علمی و ادبی داشته اند و نتیجه ی مطالعات چندین ساله و مشاهدات محلی خود را به صورت كتابی تقدیم درگاه شاه كرده اند.
نسخه ی منحصر به فرد این كتاب جزءكتبی بوده كه سرآلبرت هوتومشیندلر(SirAlbertHoutumSchindler) هنگام مسافرت خود به ایران خریداری كرده است .
این نسخه را ادوارد براون در پنجم ژانویه 1917برای كتابخانه ی دانشگاه كمبریج از نامبرده ابتیاع كرده است .
محمد مهدی بن محمد رضا اصفهانی در سال 1300هجری قمری گرد آوری این كتاب را تمام كرده و به نظر دستگاه دولتی كه مأمورمطالعه و بررسی مطالب جغرافیایی و تاریخی بوده اند رسانیده اند و مورد قبول و پسند واقع شده است.
پس از چندی دوستان و رفقایش از او خواسته اند تا مطالب تاریخی كه در این كتاب نبامده است به آن بیفزاید و نقاط تاریك تاریخ اصفهان را روشن كند .
بالاخره مؤلف تقاضای دوستان را پذیرفته و در سال 1303 یعنی درست سه سال پس از تألیف كتاب نخستین به گرد آوری مطالب تازه و تنظیم این كتاب پرداخته است.
مؤلف تنها به مطالب تاریخی و جغرافیایی قتاعت نكرده بلكه مطالبی راكه دایره ی اطلاعات عمومی افراد را وسعت می دهد نیز آورده است .
اطلاعاتی كه درباره ی عباس میرزا پسر شاه طهماسب در این كتاب آمده در هیچ یك از كتب تاریخ دیده نشده است .
- فهرست مطالب كتاب:
این كتاب با توجه به فهرست بندی استاد(300كلمه) ستوده ،شامل شش فصل می باشد كه از آن جمله است:
- فصل اول:
در بیان كلیات حالات اصفهان و ناحیه ی آن و تغییرات اسمی و نسبی كه در آن روی نموده است.
- فصل دوم:
به بلوك های نه گانه و حدود آن  وهمچنین محلات  اصفهان پرداخته.
- فصل سوم:
در اجزای صناعی اصفهان و امور متعلقه ی به آن ،همچنین معرفی آثار تاریخی به مانند قلعه طبرك،دیوار قدیم،مسجد جامع عتیق...اشاره شده.
- فصل چهارم:
مقدار شب و روز اصفهان ،هوای اصفهان،ذكر فصول و تغییر هوا و سرما و گرمای اصفهان و ذكر پل های زاینده رود...مطالبی را آورده است.
- فصل پنجم:
در تاریخ اصفهان و ابتدای بنای آن ووجه تسمیه یآن بدین اسم ...پرداخته
- فصل ششم:
و در پایان به ذكر بلوكت اصفهان یعنی جی ،برخوار،قهاب،كرارج،براآن، رودشت،ماربین،لنجان و كرون پرداخته است.
 مختصری از احوالات مؤلف:
محمد مهدی بن محمد رضااصفهانی معروف به ارباب ،مردی عالم و فاضل و اهل قلم بوده است و به همین سبب مأموران و گماشتگان دربار قاجاری برای جمع آوری مطالب تاریخی و جغرافیایی اصفهان بدو روی آورده و از او یاری جسته اند و نوشتن تاریخ و جغرافیای شهر اصفهان و نواحی تابعه ی آن را به او واگذار كرده اند.
وی مردی مذهبی و پای بند اصول و سنن دینی بود و سرچشمه ی مخالفت او با نادر شاه كه سراسر فصلی كه درباره ی او نوشته هویداست شاید از اینجا ست كه نادر معتقد به مذهب شیعه ی جعفری نبوده است.
مخفی نماند كه مرحوم ارباب پدر دانشمند ،شاعرونویسنده [وسیاستمدار معاصر]معروف،میرزا محمد حسین ذكاءالملك غروغی(1255-1335ق) می باشد.
صاحب مزارات اصفهان، فوت وی را به سال 1314هجری در اصفهان و مزار او را قبرستان آب بخشان ذكر كرده است.در بخشی دیگر از همین كتاب به نام كتب وی اشاره می كند.
 
1- جغرافیای اصفهان كه در ذیل روزنامه های دولتی به چاپ رسیده است.
2- محاكمه بین هیأت جدید و قدیم
3- نقشه ی اصفهان و ابنیه تاریخی



تحت دسته : دسته‌بندی نشده
دیدگاه‌ها برای سارویه ۲۰۱۶-۰۲-۰۱ ۰۰:۰۸:۰۰ بسته هستند

سارویه ۲۰۱۶-۰۲-۰۱ ۰۰:۰۴:۴۹

نوشته شده بوسیله : saroyeh در ساعت ۱۲:۰۴ ق.ظ | تاریخ : ۱۲ بهمن ۱۳۹۴
خودش را جزو شش تایی ها انداخته!!!


این مثل معروف رابرای كسانی می گویند كه درمراسم یا میهمانی جزوجایی شمرده نمی شود ولی بااین وجود بازهم خود را شریك می داند.مرحوم امیرقلی امینی درفلكلورایران«داستان های امثال» مطلب جالبی را برای روشن ترشدن این مثل آورده كه از نظرمی گذرانیم:

تاجری چند نفرازرفقای خود را به خوراك شش انداز(خوراكی است كه آن راازهویج یا  به، ترتیب می دهند به این قسم كه هویج یا به، را رنده می كنندوتراشه مزبوررا درروغن داغ كرده سرخ می كنندوسپس مقداری پیازداغ نیزبا آن مخلوط وسكنجبین راچاشنی اش كرده آن رامی پزند.)برای صرف شام دعوت نمود وبه غلام سیاه خودفرمان داد كه به خانه برود وبه خانم خود دستورتهیه خوراك شش اندازبدهد.غلام روان شد ودربین راه پیش خود حساب مهمان ها را كرد وچون دید با آقای خودش شش نفر می شوند به خود گفت:«آقای عجب استبای[اشتباهی]كرده،منا حساب نكرده،وارا[والا]می گفت:هفت انداز بپزید.»همین كه به خانه رسید به خانم گفت:آقای گفت میمون [میهمان]دارم براشوم هفت انداز بپزید.خانم مقصود اورا نفهمید وحرفش را دلیل برحماقتش گرفته، شام دیگری تهیه نمود.وقتی تاجرها با مهمان های خود وارد شدند وساعت صرف غذا رسیدوشام راآوردند دید شش اندازی درمیان نیست.ازاین معنی سخت برآشفت وغلام خود را خواند وازاو پرسید:مگرنگفتی شش انداز تهیه كنند؟غلام گفت:نگفتم،چرا كه تواستباه[اشتباه] كرده بودی.تاجرگفت:چگونه اشتباه كرده بودم؟غلام گفت:من دیدم خودت ومیمونات[میهمان هایت] سیس[شیش]تا می سید[می شید]ومنا حساب نكردی.منم اومدم به خانم گفتم هفت اندازبپزید.حرف غلام هنوزتمام نشده بود كه صدای شلیك خنده در میان آن جمع برخاست وازآن روزاین مثل سایرگردیده هركس خود را درجزوعده ای داخل كند كه دربین آنها نیست وحتی آنها به وجود اواعتنایی ندارند،یاهر كس بخواهد خود را دركاری كه جمعی انجام داده اند،دخیل قلمداد كند درحالی كه به هیچ وجه دخالتی درآن كارنداشته است می گویند:«خودش راجزوشش تایی ها انداخته،یا می اندازد.»  



تحت دسته : دسته‌بندی نشده
دیدگاه‌ها برای سارویه ۲۰۱۶-۰۲-۰۱ ۰۰:۰۴:۴۹ بسته هستند

عالی قاپوهای تاریخی درقاب گنجه وگنجینه-ازتهران تا تبریز.از قزوین تا اصفهان و اردبیل

نوشته شده بوسیله : wishna در ساعت ۵:۱۱ ب.ظ | تاریخ : ۱۱ بهمن ۱۳۹۴

معمولاً وقتی نام «عالی قاپو» به میان بیاید، همگی به یاد پایتخت فرهنگ اسلامی جهان، اصفهان زیبا می افتیم و میدان نقش جهان. با این حال عالی قاپوی معروف اصفهان، تنها یکی از 5 عمارتی است که با همین نام در سراسر ایران زمین و در ازمنۀ مختلف ساخته شده و امروز نیزپابرجاست. اگر چهارگوشۀ ایران زمین سری بزنید به عالی قاپوهای جالبی می رسید که رنگ و بوی تاریخی دارند.عالی قاپو به معنی عالی و بلند و همان طور که از کلمه ی دوم آن بر می آید از اصطلاحات ترکی است که در عهد صفویه به کار می برده اند و بعداً در مملکت عثمانی به جای آن اصطلاح باب عالی موسوم گردیده است؛ ولی در ایران پیش از دورۀ صفویه به دروازه های شهرها و دربِ بزرگ کاخ ها کلمۀ درب را اطلاق می نموده اند.در شهر تاریخی قزوین، خیابان عریض شمالی جنوبی به نام خیابان سپه که وسیع ترین و باصفاترین و در عین حال قدیمی ترین خیابان این شهر بوده از یادگارهای دوران پایتختی قزوین در عهد صفویه بنایی مانده که عالی قاپوخوانده می شود.یش از آن که به دستور رضاشاه مسیر راه تهران به رشت و همدان در داخل شهر قزوین به علت پیچ و خم های مختلف و کم عرض بودن بعضی قسمت های آن تغییر داده شود، مسافرینی که از تهران به قزوین می رفتند یا از آن شهر عبور می کردند، عموماً طول خیابان عریض تاریخی مزبور را طی می کردند. انتهای شمالی خیابان به سردر با عظمتی منتهی می گردد که نام آن عالی قاپو است و سر در کاخ های شاهان صفویه بوده از سالیان متمادی پیش از این هم مقر شهربانی قزوین در حیاط وسیع پشت این سر در تاریخی قرار دارد و بدین قرار فعلاً مدخل ادارۀ مزبور می باشد. این سر در به علت تعمیرات و تغییراتی که در دورۀ قاجاریه و پس از آن پیدا کرده است، کمتر از سابق درخشندگی و جلوه گری دارد؛ لکن روی هم رفته می توان گفت از بناهای تاریخی خوش اقبال ایران به شمار می رود و نسبت به کهنگی و قدمت خود خوب باقی مانده است.کتبۀ کاشی معرق و دو پنجرۀ مشبک کاشی معرق از آثار صنعتی نفیس دوران صفوی در آن باقی مانده و نمونۀ هنرنمایی هایی­ است که هنرمندتن عصر شاه عباس کبیر در این سر در معظم به کار برده بودند.کتیبۀ مزبور از نوشته های علیرضا عباسی است که به خط ثلث با کاشی سفید بر زمینۀ لاجوردی رنگ احداث گردیده در متن آن نام و القاب شاه عباس کبیر ذکر شده است و ضمن عبارات تشریفاتی که بعد از اسم وی به زبان عربی نوشته اند، سرهای بزرگترین پادشاهان زمان را بر درگاهش و گردن های سروران معظم عصر را بر آستانۀ وی به حال اطاعت و افتادگی مسئلت کرده اند. سال-تاریخ ندارد ولی یقیناً پیش از انتقال پایتخت به اصفهان یعنی پیش از سال 1006 هجری بنیاد گردیده است. بنابراین تاریخ بنیاد آن بین سال های 996 هجری که آغاز سلطنت شاه عباس کبیر باشد و سال 1006 هجری می شود. از این بنا و همچنین از بنای عالی قاپو در اصفهان به درگاه دولت خانه یاد شده است.شاه عباس از آغاز سلطنت خود هر وقت فرصت و فراغتی پیدا می کرد به اصفهان می رفت و علاوه بر این املاک موروثی جدش شاه طهماسب و از جمله باغ مورد علاقۀ وی به نام «نقش جهان» در اصفهان واقع بود.در نتیجۀ همین علاقه در سال 1006 هجری(معادل 1598 میلادی) تصمیم به انتقال پایتخت خویش از قزوین به اصفهان گرفت و طرح عمارات و خیابان ها و باغ های سلطنتی را در این شهر ریخت. باغ بزرگ «نقش جهان» که از سال های پیش در مالکیت شاه طهماسب و بعداً شاه عباس بود، محل احداث عمارات متعدد سلطنتی گردید و عمارت اصلی و قدیمی آن که از آثار دورۀ تیموریان بود با اضافات و الحاقاتی سر در ورودی کاخ های مزبور شد و بنای فعلی عالی قاپوی اصفهان بدبن ترتیب اهمیت و موقعیت تازه ای پیدا کرد.بنای عالی قاپوی اصفهان علاوه بر جنبۀ سلطنتی نزد مردم مکان محترمی بوده آن را مانند آثار مذهبی محترم می داشته اند و به قراری که نقل می کردند، شاه عباس دری از درهای بارگاه نجف را از محل خود برداشته و به جای آن دری از طلا گذارد و در بارگاه نجف را برای تیمن و تبرک به اصفهان آورده و در مدخل کاخ های سلطنتی خود یعنی همین بنای عالی قاپو نهاد و مردم با کفش به آن جا نمی آمدند، بلکه آستانۀ در را بوسیده دعا می کردند و شخص شاه هم هیچ گاه سوار اسب از آن عبور نمی نمود.گچ بری ها و مینیاتور های داخل عالی قاپو از لحاظ ظرافت و تنوع و ریزه کاری از شاهکار های هنری ایران است. پلکان های پیچاپیچ و اتاق های تو در توی آن برای مردم با نشاط و کنجکاو بسیار عالی و مشغول کننده است.درتبریز عمارت استانداری صرف نظر از بنای جدید باشکوه که در سال های اخیر ساخته اند، مشتمل بر عمارت های قدیمی ساز دیگر است و به قراری که آقای حاج محمد نخجوانی از شخصیت های عالم و هنر دوست تبریز اظهار می دارند، از هنگام زلزلۀ حدود سال 1193 هجری تا زمان سلطنت مظفرالدین شاه بنایی به نام عالی قاپو در محوطۀ استانداری تبریز وجود داشت و شاید پیش از زلزلۀ مزبور هم بنایی به نام عالی قاپو در آن جا بوده و هم اکنون نیز محوطه و ابنیۀ استانداری در تبریز به نام عالی قاپو خوانده می شود.در محلی که فعلاً در ورودی حیاط تخت مرمر در ضلع شمالی میدان تخت مرمر قرار دارد، سابقاً سردر باشکوه زیبایی بود که رو به میدان قدیم نقاره خانه(میدان فعلی تخت مرمر که وزارت کشور و استانداری تهران و ادارات تبلیغات و مرزداری در کنار آن واقع است) مقرنس کاری های عالی گچ بری داشت و از سمت حیاط تخت مرمر صحنه ی جنگ رستم و دیو روی کاشی بالای دیوار آن را زینت می بخشود و مشتمل بر هشتی مجلل و اطاق های دربان و غیره بود. سردر مزبور مانند آثار فراوان دیگر «کاخ گلستان» در دورۀ ناصرالدین شاه قاجار احداث گردیده به نام «عالی قاپو» خوانده می شد. در سال 1309شمسی آن را منهدم ساختند و اکنون در همان محل با چند متر اختلاف مکان، مدخل حیاط تخت مرمر واقع است که 2 ستون مرمری کوچک و ظریف در 2 سمت آن قرار دارد.نها اثری که از بنای عالی قاپوی تهران باقی مانده، کاشی های«صحنۀ جنگ دیو و رستم» است که از روی همین صحنه در بالای در ارگ کریم خانی شیراز ساخته شده است و هنگام خرابی بنای نام برده آن را در انبار ادارۀبیوتات نگهداری کردند و درسال 1314شمسی -عالی قاپوی اردبیل دروازۀ عالی قاپو یکی از دروازه های قدیمی شهر اردبیل بوده است. این دروازه به مرور زمان رو به ویرانی گذاشته و اکنون کاملاً از بین رفته و نشانی از آن باقی نیست. دربارۀ نام نیز آن دو روایت موجود است. روایت اول به این قرار است که به معنی دروازۀ عالی یا درب عالی است به این مفهوم که اهمیت این دروازه از دیگر دروازه های شهر بیشتر بوده است. معنی دوم بیشتر به تلفظ این نام به صورت «آلاقاپی» توسط خود اردبیلی ها بر می گردد که معنای درب دو رنگ را دارد.



تحت دسته : دسته‌بندی نشده
دیدگاه‌ها برای عالی قاپوهای تاریخی درقاب گنجه وگنجینه-ازتهران تا تبریز.از قزوین تا اصفهان و اردبیل بسته هستند

جنگ خوب میرم آویژه هوتکی

نوشته شده بوسیله : sian در ساعت ۴:۱۳ ب.ظ | تاریخ : ۱۱ بهمن ۱۳۹۴


تحت دسته : دسته‌بندی نشده
دیدگاه‌ها برای جنگ خوب میرم آویژه هوتکی بسته هستند

داکتر انارکلی

نوشته شده بوسیله : sian در ساعت ۳:۵۰ ب.ظ | تاریخ : ۱۱ بهمن ۱۳۹۴


تحت دسته : دسته‌بندی نشده
دیدگاه‌ها برای داکتر انارکلی بسته هستند

حمام تاریخی شبستر زمانی به عنوان تنها موزه این شهر انتخاب شده بود، محل تجمع معتادان شده است.

نوشته شده بوسیله : wishna در ساعت ۷:۵۳ ق.ظ | تاریخ : ۱۱ بهمن ۱۳۹۴
حمام تاریخی شبستر، موزه‌ای که خانه معتادان شده است + عکس



تحت دسته : دسته‌بندی نشده
دیدگاه‌ها برای حمام تاریخی شبستر زمانی به عنوان تنها موزه این شهر انتخاب شده بود، محل تجمع معتادان شده است. بسته هستند

سیان علیای خمین

نوشته شده بوسیله : sian در ساعت ۸:۲۸ ب.ظ | تاریخ : ۱۰ بهمن ۱۳۹۴
سیان علیا یکی از روستاهای قدیمی در استان مرکزی شهرستان خمین ودهستان حمزه لو می باشد. . 

این روستا در ۴۰کیلومتری شهر اراک واقع می باشد. در قسمت شرقی این روستا سیان سفلا، غرب آشیانه سفلی ،شمال خشتیجان وجنوب روستای ساق واقع شده است. سیان علیا دارای زمینهای کشاورزی وسیعی نسبت به روستاهای اطراف می باشد. ولی متاسفانه در چند سال اخیر سازمان مرتعداری مانع کشت وکار مردم روستا شده و همین امر باعث مهاجرت خیلی از مردم به شهر های اطراف شده است.  این روستا ازدو بخش یخاره قلعه به معنای قلعه بالا و آشاقه قلعه به معنای قلعه پایین درست شده است. در بافت قدیمی این روستا نیز این دو قلعه قابل رویت می باشد البته قلعه بالا پایین باگذر زمان تقریبا از بین رفته است اما قلعه بالا پابرجا و یکی از مناطق دیدنی روستا می باشد. یکی دیگر از زیبایی های این روستا قنات این روستا می باشد که در قسمت غربی روستا واقع شده و سیانی ها به آنجا کریز می گویند آب قنات از نزدیکی خانه های قدیمی روستا گذشته و در انتهای وارد زمینهای کشاورزی یا همان دشت می شود.اطراف روستا گذر گاه های آب وجود دارد که تقریبا تمام روستا را احاطه کردن مردم به این گذرگاههای آب به زبان ترکی چای می گویند معمولا در سال هایی که بارندگی زیاد باشد آب از این گذر گاهها جاری می شود وبه گفته بزرگان روستا در انتها به دریاچه قم می رسد. در منطقه مرزی سیان و خشتیجان مرتفع ترین نقطه روستا واقع شده است که جای بسیار زیبا و دیدنی می باشد و به کلنگه معروف می باشد البته ما از ارتفاع دقیق این کوه اطلاعی نداریم (نویسنده).درقسمت شرقی روستا دشت واقع شده که منطقه کشاورزی وسرسبز روستا می باشد و نسبت به روستاهای اطراف یکی از بزرگترین دشتها می باشد.ای روستا از لحاظ فرهنگی نیز نسبت به روستاهای اطراف در وضعیت مطلوبی می باشدو در دو دهه اخیر نسبت افراد باسواد به بی سواد افزایش چشمگیری داشته و شاهد حضور جوانان این روستا در دانشگاه های معتبر بوده ایم.

 متاسفانه به دلیل مهاجرت زیاد هم ولایتی ها به شهرهای اطراف تعداد دانش اموزان  کاهش یافته و  سیانی ها مجبور هستند به خاطر تحصیلات فرزندان خود به شهر های اطراف مهاجرت کنند.

برگرفته از وبلاگ سیان علیا



تحت دسته : دسته‌بندی نشده
دیدگاه‌ها برای سیان علیای خمین بسته هستند

آیا می توان زندگانی را به روستای حیله ور برگرداند؟

نوشته شده بوسیله : wishna در ساعت ۳:۵۴ ب.ظ | تاریخ : ۱۰ بهمن ۱۳۹۴

روستای تاریخی حیله ور در شمال شهر اسکو و در44 کیلومتری شهر تبریز و2 کیلومتری شمال کندوان واقع شده است. اثر معماری دهکده در پای یکی از ارتفاعات شمال غربی مجموعه آتشفشانی سهند کنده شده است و بنا به دلایل متعدد از اهمیت و موقعیت ویژه ای برخورداربوده است  معمارى روستاى حيله ور نشان مى دهد كه زندگى دام و انسان دركنار هم در جريان بوده و كاوش گران براساس شباهت هاى موجود بين روستاى حيله ور و روستاى كندوان گمان مى كنند علت متروكه شدن روستاى حيله ور كوچ احتمالى اهالى آن به روستاى كندوان بوده است. روستاى حيله ور كه در بخش پايينى دامنه بين شيب زمين و كوه قرار گرفته همچون يك گودال پذيراى آب نهرهاى روانى است كه در فصل هاى پر آب به طرف آن حركت مى كنند. با روان شدن اين نهرها بخش هايى از روستا از قبيل آغل ها به زير آب مى رود و تداوم اين موضوع باعث شده است تا گل و لاى بسيارى اطراف آغل ها و خانه هاى اين روستاى تاريخى را در بر گيرد.روستای تاریخی حیله ور که شیوه معماری آن نیز منحصر به فرد بوده و خانه های آن در دل زمین کرانی بصورت زاغه های زیبا و با سبک معماری بسیار عالی کنده شده و حتی قابل قیاس با خانه های صخره ای کندوان است و به لحاظ اینکه خانه ها در دل زمین حفاری شده، از استتار کافی برخوردار بوده و از فاصله نه چندان دور قابل رویت نیست نام حیله ور به خود گرفته است ولی تمامی این خانه های زاغه ای که بیش از دویست واحد تخمین زده می شود دراثر حمله مغول ها در قرن هفتم هجری از سکنه خالی شده اند

نکته جالب توجه در این مورد این است که نخستین کسانی که به کندوان قدم گذاشتند، ساکنان روستای حیله ‌ور در 2 کیلومتری غرب کندوان بودند که در قرن هفتم هجری ‌قمری برای در امان ماندن از حمله مغول‌ها به دشتی در مقابل کندوان کنونی مهاجرت کردند و پناهگاهی امن برای خود به وجود آوردند.این روستا بنا بر اعتقادات، محل زندگى مردمان اوليه روستاى كندوان بود ه و در حال حاضر متروكه مانده است.

نمایی از روستای حیله ور



تحت دسته : دسته‌بندی نشده
دیدگاه‌ها برای آیا می توان زندگانی را به روستای حیله ور برگرداند؟ بسته هستند

آرامگاه حمدالله مستوفی در قزوین در آستانه تخریب

نوشته شده بوسیله : wishna در ساعت ۷:۴۴ ق.ظ | تاریخ : ۱۰ بهمن ۱۳۹۴



تحت دسته : دسته‌بندی نشده
دیدگاه‌ها برای آرامگاه حمدالله مستوفی در قزوین در آستانه تخریب بسته هستند


unique-pet